مجرم نیستم بفهم

.......

دلم بغل بابا رو خاست که بگه نترس من پشتتم ...نترس..

هر چند خودم بلدم به خودم بگم . میفهمی منم حق دارم زندگی کنم خوشی کنم یه وقتایی شیطونی کنم .خوشم نیاد کسی از زندگیم بدونه...و یا حتی یه وقتایی فریادش بزنم. درست مثل امروز عصر گلوم هنوزم خراش داره اینقد که با زور حرف زدم

زهرا گفت صادق نبودی گفتم قرار نیست هر جا وارد میشم بگم به نام خدا من دارم از یه زندگی شکست خورده میام.

اما اگه حق خودت ندونی پس تا ابد حقت نیست اما اگه میدونی پس پاش وایسا

فک نکن داری چس ناله های ی دختر مفو رو میخونی یا حتی اگه اینطورم باشه بدون ی طرف سکه اینه طرف دیگش قدرتشه واسه به چنگ آوردن خواسته هاش حقش لبخندش شادیش

درسته که گاهی تلخ میشم اما میتونم بگم که خیلی خوشبختم خیلیییییییی از خیلیاااااااا خوشبختر

نمیدونم چرا فک میکنن من از خدا دورم . آخر سر میگه حدیث کسا بخون اینقد آرامش میده میگم من به خدا نزدیکم .

باور کن هیچ وقت تو زندگیم اینقد آرامش نداشتم . چرا آخه همه میخان منو مومن به کیش خودشون کنن.

هی برای من مهمترین کار حمایت از توئه . تمام تلاشم اینه که بدونی نمیزارم  خودت سرزنش خودت کنی

برام دعا کن این مرحله رو هم بگذرونم

/ 2 نظر / 8 بازدید

سلام وبلاگ زیبایی داری امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشی . من هم وبلاگی دارم که در اون از حرفهای دلم و شعرهای از خودم هست خوشحال میشم سر بزنی و اگر خواستی منو لینک کنی . منتظر دیدارتم http://sun1360.persianblog.ir/ قلم سرخ

ستاره !

تو این مرحله رو میگذرونی! به خووووبی![لبخند]