:)

اونقدر امروز غذا خوردم که الان واقعنی در عذابم

میخام یه ذره دورو برمو خلوت کنم! همیشه میخندی وقتی میگم فلان تصمیمو گرفتم

میخام چشامو ببندمو و خودمو اینجا تصور کنم

صدای خنده برا من از قشنگترین صداهای دنیاست شاید اولیناش باشه حتی

اما یه مدته دقت کردم وقتی سر حال نیستم به صداهه اینجوری نگاه میکنم :|

کاش از آرزوم با سارا حرف نزده بودم خیلی مضحک به نظر رسیدم حتمن!

میدونی لیلا من آرزوهای بزرگی دارم درست مثل همه ! مشکلم اینه که آدم بزرگی نیستم :]

راستی امشب اون شبیه که عادله بمناسبت دفاع دکتری افطاری داد . کلی حرف زدیم و خوردیم الانم هر کدوممون سر کردیم تو گوشی یا لپ تاپ و مثلن خلوت کردیم

دیشب خاب دیدم ... حمله کردن دلم نمیخاد اسم کثیفشونو اینجا بیارم خلاصه اوضاعی بود تو خاب بدو بدو درسته که یه جوارایی به نظرم خیلی جدی نمیومد اما نکته جالبش برام این بود که وقتی اسلحه دیدم برداشتم به قصد کشت!

یه جورایی حرف بچه ها رو فهمیدم که تو مجبوری بکشی وقتی تو شرایط قرار گرفتی

نوشتن بهترین کار دنیاست وقتی فک کنی گوشی که باید رو نداری

سعی میکنم فراموشت کنم خوب بود، چیزایی بهم یاد دادی و لحظاتی رو با هم خندیدیم

خوشم میاد یه وقتایی از این حس که یه سری آدم میان و میرن، انگاری دفتر زندگیتو از منظمی در میارن شکل و گل و خنده میکشن دوروبر نوشته هات بعد هم میرن و تو صفحه بعدی رو شروع میکنی حالا سعی میکنی مرتب تر باشی...اما

مریم دراز کشیده و داره یه چیزی* گوش میده براش دست تکون میدم اونم میخنده و از دنیاش میاد بیرون

 

/ 0 نظر / 8 بازدید