این چند روزی که سعیده پیشم بود خیلی خوش گذشت در ادامه تهران گردی رفتیم نمایشگاه بین الملی گل که خیلی حال داد.شب کلی زیر بارون قدم زدیم .

تامارا رو دیدم زنی از گذشته ای تلخ اما قوی و بانشاط

کتاب غذا دعا عشق رو خریدم که برخلاف اون همه تعریف میشه گفت معمولیه

باد و بارون دیشب یکی از درختای خوابگا رو شکست .دلم میخاد امشب خیلی طولانی باشه

/ 2 نظر / 6 بازدید
ستاره !

[نیشخند] سعیده رو بیشتر دوست داری یا منو؟

ستاره !

قوی و با نشاط! رمز موفقیته![مغرور]