لاک زرد

امشبم تو سوییت تنهام و باد حسابی داره موهای دختارو میکشه!!!!

امروز طی برنامه تهران گردی رفتم برج میلاد اون بالا اولین حسی که بهم دست داد وحشت بود نه از ارتفاع که از پوچی ،شلوغی ، دورتا دورتو خونه و ساختمون و ی لایه از گرد...

صادقانه بگم در مقابل انتظار من نمره 12 هم نمیگرفت .شب چراغا که روشن شد منظرش ی چیز دیگه شد یه تکیه نه ی سرویس ! جواهر خیلی قشنگ بود اما متاسفانه رفته بودیم طبقه بالاتر و دیگه نمیشد پایین رفت و از طبقه فضای آزاد بیرونو نگاه کرد

بعد هم کلییییییی باد اومد اینکه میگم باد ی چیز خیلی شدیدی تصور کن !!!

آخر سر هم ی جوان غیور ایرانی احساس کرد باید بیاید و دست حمایتش را بر سر ما بکشد که آن هم بخیر گذشت و رفت

مااااااااااااماااااااااااااااان دخترت عاااااااااااااااااشششششششششقته

جن نامه را خواندیم در ولایت هوا را قبلن ها خوانده ایم دوسش دارم

/ 3 نظر / 2 بازدید
ستاره !

[نیشخند] هیچ جای پستت به هیچ جاش نمیومد! اما مفهوم رو میرسوند! لاک زرد زدی؟ با دستای سفید خیلی خوشکله! واسه عروس یه بار دیدم واقعا جذاب بود![پلک] چقدر پول ازتون گرفتن واسه برج میلاد؟ حالا من برم یا نرم؟ جن نامه ؟[متفکر]

ستاره !

من هم دلم برای وبلاگم تنگ شده...صد بار به این فکر کردم که برگردم و بعدش کلی به این فکر میکنم که اسم وبلاگم چی باشه و بعدش کلی ایده میاد به ذهنم اما هیچکدوم رو نمیتونم انتخاب کنم....و از اونجایی که یکم تنبلم و حس ساختن یه وبلاگ جدید ندارم بیخیالش میشم[نیشخند]

بتی

پس حسابی خوش گذروندیا... واقعا هم اون لایه ی آلودگی نمی ذاره آدم از منظره ی شهر لذت ببره... هر چند منظره ی شهرمونم اون قدرا قشنگ نیست... شلخته س یه جورایی... اما بازم اگه می شد تو هوای پاک دیدش خوب بود... گلشیری رو خیلی دوست دارم... عالی می نویسه...